امروز و امید..

امروز امید بهم زنگ زد..

خیلی خوشحال شدم.

فک کنم دانشگاه و پیچونده بود..

منم دوست داشتم باهم تو دانشگاه سر یه کلاس باشیم.

اون داره کارگردانی تئاتر میخونه..

منم ای ... بدم نمی آد از تئاتر.

اما حیف خیلی روزنامه نگاری و حرفه خبرنگاری و دوست داشتم!!!

چرا ادامه اش ندادم و نمیدونم..

اما مطمئنم یه روزی دوباره بهش نیم نگاهی خواهم انداخت!

ماجرای امروز

امروز خوش گذشت...

یکی از استادامون دکترا قبول شده بود ما هم که از خدا خواسته...

گفتیم بریم ناهار بیرون..

بنده خدا فک کنم یه چقدی پیاده شد...

اما دمش گرم...

ایشالا دکترای خودم!!!

ایام فاطمیه

ایام فاطمیه را تسلیت میگم//...

نمیدونم اما دقت کردین امروز خیابونا نسبت به عاشورا چقد خلوت تر بود؟؟؟

چرا حق دختر رسول الله رو درست و بجا ادا نمیکنیم؟؟

واقعا چرا؟

.......
ادامه نوشته

...

دلم دیروز گرفت..

یکی از دوستان نسبتا محترم کاری کرد که ....  نگم بهتره...

باید جمعه ها هم بریم دانشگاه...

.....

هم وطن سلام..

هم وطن بوشهریم سلاااام..

نمیدونم الان در چه وضعیتی هستین ولی دعای ما همیشه بدرقه تان خواهد بود

امیدوارم حال و اوضاعتان بهبود یابد.

از عزیزان هلال احمر و نیروهای کمکی که شبانه روز درحال تلاش اند صمیمانه و با حسن نیت تشکر مینماییم/.

....

استقلال

استقلال هم باخت

اعصاب نمونده بخدا برامون

با هزارتا زحمت الاهلی و تو زمین خودش میبریم بعد بخاطر یه اشتباه ... تو زمین خودمون گل میخوریم

...


نمیخوام

نمیخوام شکایت کنم

تقصیره خودمه...

به قول یکی از بچه های دانشکده ....

بیخیال..

راستی میخوام شرو کنم درس خوندنو..

دلم براش تنگ شده[رضایت]

امروز و دانشگاه...

امروز تو دانشگاه خبر پیچیده بود که امتحانا از 4 تا 20 خرداد تغییر کردن

وای....

کی میره این همه راه رو ؟!!

تازه تو سایت زده بود کلاس های درس روزهای پنج شنبه و جمعه نیز برگزار خواهد شد...


فردا

وای وای به فکر فردام

آخه هفته آخر عید سه جلسه پاشدم رفتم دانشگاه نشستم سر کلاس..

حالا موندم فردا چطوری تو روی بچه ها نگاه کنم؟؟

......

باز آمد بوی دانشگاه....

بازم دانشگاه شروع شد..

یه حس بدی دارم

فردا به خاطر یه کلاس (اکولوژی) باید برم دانشگاه..

آخ آخ آخ...

امیدوارم این ترم هم خوش و خرم تموم بشه..

وای مادرم..

ایام فاطمیه دوم را تسلیت عرض میکنم..

هرچه درباره شخصیت خانم حضرت زهرا گفته شود کم است و کم است و کم...

نمیدونم چرا اما وقتی به ایام فاطمیه نردیک میشیم دلم میگیره...

همچون سال های گذشته..

.دلم بدجوری حال و هوای مدینه و بقیع و گرفته..

نمیدونم چی شده ولی خیلی خیلی خیلی دلم گرفته..

الان که دارم این متن و مینوسیم داره گریه ام میگیره...

یاد درو دیوار که می افتم انگار دارن خفه ام میکنند..

لعنت بر عامل سیلی به خانم حضرت زهرا .س.

ادامه نمیدم..


سال نو مبارک

سلاااام

سال نو مبارک

تصمیم گرفتم دوباره این وبمو دوباره راه بندازم..

اصلا حوصله ندارم 

از یه طرف درس و دانشگاه کوفتی

از یه طرف دیگه...

هیچی